اینم یه کار عالی (از نظرمن) کارهای هنر مندانه به اینا میگن خیلی زحمت کشیدم تا بتونم اینا رو از تو نوشته هاش در بیارم خودش که میگه باید روش کار بشه واینا رو به عنوان یه شعر قبول نداره و اینا بازیه حرفه . یعنی شعرا همونایی ان که تو وبلاگ خودشه . برای من اینا قشنگه چون می فهممشون و چند سالیه که دارم با شخصیتهاش زندگی می کنم مثل فحشهای بعضی موقعش به تلویزیون.جواب کمسیون که اومد فکر می کنم شعر جالبتر میشه .واینکه پرونده هاشو هم تو بایگانی گم کردن و پول اسکن دوباره و نوار مغز و گوش و قلب وآزمایش خون موجود نبوده و اگر هم بوده برایش هزینه ی بی خوده.
كمسيون پزشكي شماره 1
مثل لمیدن روی نیمکت پارک
مثل نسخه ای در داروخانه ی شبا نه روزی
ترکشهایش را ریخته توی عکس رادیولوژی
رفته کمی تن اش به درصد برسد
خسته تر از پوتینهایی که عمری به بالا نگاه کرده اند
توی خط مقدم بمان نق نزن !
وق نزن موقع سخنراني
باشد
مي شوم با پرچم
هرجا باشد تظاهراتي شعار مي دهم اساسي
مثل سگ پاره مي كنم
هر كس به جمهوري چپ بزند حرف سيا سي
حالا از فرح باد هم رفته باشد
دست خدا بر سر ماست !
اين
بار آخريست كه مي گويم :
به امام غريب قسم
اگر این در صد.... نرسد
تف می کنم به عکست
جمع میکنم هرچه سرفه و سرنگ و بوی ملحفه ی چرکی تو ی بيمارستان بقيه الله آتش مي زنم
مثل عدا لت پاره اي كه به دهك هاي پايين ميدهي
مثل جواني مادرم
مچاله ميكنم
چپ ميكنم توي سياسي
با جرثتقيل هم راست نمي شوم
موجی با سر می روم توی دیوار تلافی ِهمه ي چک هایی که خوابيده توي گوشم
طوری سرت در مياورم که عمامه از قاب پريده باشد
دلت خنك مي شود مرتد شده باشم ؟
نماز جمعه حمله كند با تانك و مسلسل
خانه خراب تر شود ؟
موجي تر ؟
شيرش را حرامم كند مادر ؟
فكر كند كجا لقمه ي حرام ريخته توي سفره ام يادش نيايد
کی باید دق كند ؟
پس
تا دیر نشده اعتراف ميكنم :
همه چيز را ميكنم !
بنده فرزند ِ جانباز ِ موجي شيميايي ام
تعيين اين درصد از مرزها گذشته مادر قحبه !
آنطرف خط مقدم خانه ي ما بود ( مادر قحبه نبودي بيشتر مي جنگيدي )
من بچه ي سردار فلاني ام مسافركشي هم مي كند
توي پرانتز بگذار عوضي !
رسمي هم نبود عوضي نمي شد عوض بگيرد
آقاي قاضي!
با اينكه دانشجوي سياسي ام حق آب و گِل دارم در اين مورد ِخاص با افتخار بگويم
تنها از اهانت كنندگان كمسيون پزشكي ام !
به كسي فحش نداده ام
توي تظاهراتي هم شركت ؟
نه ! نكرده ام
كاش ميكردم
كاش ميدادم
اما راي داده ام به آنكه نبايد مي داده ام كونت بسوزد !
بگذريم !
هر دفعه گفتم جاي تو بودم دعوا مي كرد م
نكردم
مثل ِ امپول ِ ايپركس ِ مفت ِ حلال احمر
فقط گفتم : مي ميري !
دادند
فصل الخطاب بود لامصب
مثل ِ خالي ِ بنزين تزريق كن تو رگ ِ خانه
مثل كارت ِ ماشين ِ يگانه سوز ِ ته كشيد ه توي باك
دلم مي خواهد كارت ملي ات را آتش بزنم
وقتي هر شب
از گردن چند بچه پلاك مي كند
از شلمچه تا كركوك
جنازه ها زير رمل زير برف
با دست خودش ....
ميفهمي ؟
اينجا ي قصه هميشه تركش ِ خوابيده دارد توي كا سه ي زانو تير مي كشد
دنده بكش
گاز بده
دنده بكش
گاز بده
كاليبر پنچاه را در صد بكن
توي راه ِ تهران شمال
ماهواره ی امید را رسد بكن
سر بباز و سر دا ري نكن
بیا بمير و هيچ كاري نكن
بکن نکن بکن نکن بکن نکن بکن نکن بکن نکن بکن نکن ...
طوری از قافيه بيرون بكشم مثل قلا ف تمام فلزي
ديده اي که ؟
خلاصه !
دزدي راقبول دارد
دزد را نه !
شما بگوييد
مي شود ؟
برايش دزد ها
هميشه آن ور ِ آبي اند
دشمنان ؟
دزد دريايي اند !!!
(كيهان نوشته موثق است )
ناوها را ببين !
اينجا چه مي كنند؟
مي فهمم !
بايد طرحي براي انتحار پيدا كرد
آنقدر از شهاب سه مي ترسند كه نگو
توضيح مي دهد :
((قايقهاي ياماها و ميتسوبيشي چند متوره و سكاني اند ))
( خيالت تخت
به چشم ! ما مرد جنگيم همه
این چشم را لا اقل آبي خاكي نكن !
تو فقط بگو کجا
همه جاي زمين مي پريم روي مين )
سرتان را درد نياورم !
مثل هميشگي ِ خليج فارس
آنقدر گريه كرد مادرم
بلا خره رفت تنش را بدهد
در صد بزنند
مثل نمودار ها
ترافيك
آلودگي هوا
مثل ِ مخاطبين ِسيما
نتيجه ي راي ها
مثل ِ شركت ِ حداكثري
آمار بيكاري
آمار ِ فلاكت
ضريب ِ حمايت
مثل خواندن روزنامه ي كيهان
شب
اعدام
بايد گردد
چال
بايد گردد
لال
بايد گردد
مثل ِ لميدن روي نيمكت پارك
مثل ِكشيدن ِسيگاري
مثل ِ اخبار بيست و سي
توي كمسيون ِ پزشكي
خودتان ببينيد
آقاي دكتر !
اين همه تركش
در طوفان ِ دفتر چه هاي قسط
چطور كلا ج نگيرد
گاز ندهد
اين همه موج
آخرش براي چي ؟
براي كي ؟
آه !
دزدهاي دريايي .